تعقل قرآنی (۳)
آنچه در پست پیشین تقریر شد، منطوق یا ظاهر کلام جناب مخلوق بود. اما مفهوم، باطن و به تعبیری سطور نانوشتهی کلام او این است که ایشان تعقل قرآنی را به چیزی نمیگیرد و به واقع آنرا اصلا تعقل نمیداند و یا صورتی منحط، تاریخ مصرف گذشته و غیر قابل اعتنا از تعقل میداند.
نخست باید دید مراد مخلوق از مفاهیمی مانند «عقل یونانی»، «تفکر استدلالی در دورانِ معاصر»، «تفکر انتقادی و مدرن» و «عقل نقاد» چیست. در بارهی معانی این مفاهیم هیچ توضیحی، و لو کوتاه، در متن او موجود نیست و ارجاعی نیز به جایی دیگر برای فهم این واژگان کلیدی در متن به چشم نمیخورد. تنها از باب «تعرف الاشیاء باضدادها» و از آنجا که این عقل، به رای او، مخالف عقل قرآنی است، میفهمیم که این نوع عقل ِ به قول او نقاد، استدلالی و جدید چیزی از جنس حفظ التجارب، تمیز دهندهی خیر از شر و حق از باطل در امور اخلاقی نیست. به تعبیر دیگر ما در این متن، بیشتر معنایی سلبی از مراد او از عقل در دست داریم و اگر خورده معنایی ایجابی در دست هست، از رهگذر جملات توصیفیای مانند یونانی، نقاد، استدلالی و مدرن که صفت دو موصوف عقل و تفکر اند، حاصل آمده است.
بعد التحریر: مخلوق لطف کرده و نظر به فیلتر بودن وبلاگاش متن کامل مقالهاش را، که تمام نقدهای ما ناظر به آن است، عینا در بخش کامنتهای تعقل قرآنی (۲) ریخته است. آنان که میخواهند آب را از سرچشمه بردارند میتوانند، عین مقاله را مطالعه کنند.
(ادامه دارد)

نظرها
و در ادامه اگر جناب مخلوق مشخص کنند که چه میزانی دارند برای اینکه عقل یونانی را برتر می دانند ممنون می شویم. می دانید این قضیه مثل چه می ماند؟ مثل این می ماند که مخلوق بگوید که مسلما عقل یونانی بهتر است در حالی که خودش با عقل یونانی به این نتیجه رسیده است که کدام بهتر است.دوستان عزیز دقت کنند که اصلا به این کاری ندارم که استدالات مخلوق چه چیزهایی است . بلکه می خواهم نگاه شما را به این نکته معطوف کنم که اینجور حق به جانب قضاوت کردن چندان قابل دفاع نیست.
Posted by: زهرا عرب | April 7, 2007 12:09 AM
در رابطه با کامنت بالا:
از نظر مخلوق عقل قرآنی در حوزهی تفکر فلسفی (یونانی) اصولن عقل محسوب نمیشود که حالا بخواهد برتر باشد و یا بدتر.
Posted by: شهاب شهسواری علویجه | April 7, 2007 1:17 AM
بسم الله الرحمان الرحیم. سلام علیکم.
«مخلوق» باید برود به نقل عاقلتر از خود، و سؤال کند. حالا موضوع برعکس شده. ماها شده ایم شاگرد «مخلوق»، و از معظم له می پرسیم در نزد او «عقل یونانی» یعنی چه، و «عقل در قرآن» یعنی چه.
من دو سه سال قبل با فردی برزیلی که ملحد بود گفت و گو می کردم. گفت و گوی ما درباره ی ادبیات آمریکای لاتین بود. گفت و گوی مستمر و جدی و حسابی. در حاشیه، بحث دین و سیاست و این چیزها هم بود. گویا weak atheist بود. تقریباً در وسط گفت و گوها (وسط، از حدود سی گفت و گوی ایمیلی)، به من گفت:
من ملحد هستم، ولی اگر بخواهم دیندار شوم، اسلام را انتخاب می کنم، و از اسلام هم، تشیع را.
***
مقاله ی جدیدم، قبل از منتشر شدن، اشک خودم را درآورد، و نسبت به جواز تعدد زوجات هم مشکوک کرد. اما. توجه کنید:
نظراً و عملاً ممکن است یک زن یا یک دختر، به دلیل این که فلان مرد یا پسر، به خواستگاری ی او نیامده و به خواستگاری ی فرد دیگر رفته، خودکشی کند یا خود را آتش بزند. پس، حکم دادن راجع به جواز ظاهری ی تعدد زوجات، بر طبق حکایتی که نقل کرده بودند، حکم دادنی عجولانه است؛ ظاهراً. موضوع را باید در «دستگاه» نگاه کرد.
Posted by: ُسیدعباس سیدمحمدی تهران | April 7, 2007 2:44 PM
مخلوق» باید برود به نزد عاقلتر از خود ...
***
«ارتداد» شاید در حکم «زاپاس» باشد. شاید هم باطل باشد. به هر حال، نه عجولانه نظر بدهیم، و نه عقلمان را دربست بدهیم به فقهای سابق و معاصر.
Posted by: ُسیدعباس سیدمحمدی تهران | April 7, 2007 2:48 PM
برو یره تو همو خری که سواری ؛سواری
Posted by: TAHERI | April 7, 2007 4:56 PM
محمد خان داستان خر سواری معلوم نشد. اگر ممکن است واضحتر بگو جانمن. ضمنا بانو برای شما کامنت گذاشته.
Posted by: یاسر میردامادی | April 7, 2007 6:18 PM
سید محمدی جان! همهی ما باید برویم از هم چیزی یاد بگیریم اختصاصی به مخلوق و دیگران هم ندارد.
Posted by: یاسر میردامادی | April 7, 2007 6:20 PM
الغرض منظور همان به سبک ثقیل نگاشتن بود و هست . . . نکته ی دوم نیز که فرموده آمده بود نیز رویت شد قبل از آنکه در گویش شما آمده باشد . . . تا زمانه چه خواهد !
Posted by: TAHERI | April 8, 2007 12:30 AM
الغرض منظور همان به سبک ثقیل نگاشتن بود و هست . . . نکته ی دوم نیز که فرموده آمده بود رویت شد قبل از آنکه در گویش شما آمده باشد . . . تا زمانه چه خواهد !
Posted by: TAHERI | April 8, 2007 12:32 AM
محمد جان نکند می خواهی به خیال خودت مثل من ثقیل بنویسی که این طوری نوشتی.
Posted by: یاسر میردامادی | April 8, 2007 12:36 AM
سلام یاسرم . . . آره پس چی ؟ فکر کردی ما نمی تونیم ؟؟ اما کو تا بیام این کلمات قلمبه سلمبه رو یاد بگیرم و مثل تو بنویسم : عقل نقاد دورانِ معاصر در پست پیشین تقریر شد،بعد التحریر: معنایی ایجابی . . . ای بابا همش یه game بیش نیست حالا ما هم داریم یه جور دیگه سر به سر تو می ذاریم بذار حال کنیم با خودمون . . . . تو که به هزار دلیل نه به ما حال
می دهی و نه میذارن حال بدهی . . . ما خودمون با خودمون توی این گیم مشغولیم توی خیالاتمون با همون یاسر قبل . . .
Posted by: محمد طاهری | April 8, 2007 3:54 PM